من گريه می ريزم به پای جاده ات، تا
آئينه کاری کرده باشم مقدمت را
.................................
اوّل ضمير غائب مفرد کجائی؟
ای پاسخ آدينه های پر معمّا
.................................
بی تو سروديم آنچه بايد می سروديم
يعنی در آورديم بابای غزل را
.................................
حتمی بی چون و چرا برگرد شاید
راحت شويم از دست اما و اگرها
.................................
آب و هوای خيمه ی سبزت چگونه است؟
اينجا گهی سرد است و گاهی نيست گرما
.................................
بهر ظهور امروز هم روز بدی نيست
ای تکسوار جاده های رو به فردا
.................................
آقا، صدای پای سبز مرکب توست
تنها جواب اينهمه "می آيد آيا؟"
.................................
يک جمعه مي بيند نگاه شرقی ِ من
خورشيد پيدا می شود از غرب دنيا
.................................
آقا نماز جمعه ی اين هفته با تو
پای برهنه آمدن تا کوفه با ما
.................................
نوشته شده توسط سید ایلیا در پنجشنبه یکم مرداد 1388 ساعت 15:42 موضوع اشعار در فراق گل نرگس | لینک ثابت
ای آخرین توسل سبز دعای ما
آیا نمی رسد به حضورت صدای ما؟
.................................
شنبه دوباره شنبه دوباره سه نقطه چین
بی تو چه زود می گذرد هفته های ما
.................................
در این فراق تا که ببینی چه می کشیم
بگذار چشمهای خودت را به جای ما
.................................
موعود خانواده کی از راه می رسی
کی مستجاب می شود "آقا بیای ما" ؟
.................................
کی می شود بیایی واز پشت ابرها
خورشید های تازه بیاری برای ما
.................................
آقا اگر نیایی وبالی نیاوری
از دست میرود سفر کربلای ما
.................................
نوشته شده توسط سید ایلیا در شنبه بیستم تیر 1388 ساعت 13:50 موضوع اشعار در فراق گل نرگس | لینک ثابت

تو ای صفای ضمیرم! چرا نمی آیی؟
چرا بهانه نگیرم؟ چرا نمی آیی؟
.................................
اگر حجاب ظهورت وجود تار من است
خدا کند که بمیرم! چرا نمی آیی؟
.................................
تو امر کن سر خود را بدست می گیرم
ببین چقدر دلیرم چرا نمی آیی؟
.................................
میان خلقت من با گل تو رابطه ای است
من از تراب غدیرم، چرا نمی آیی؟
.................................
هوای دیدن سرداب غیبتت دارم
به این رواق اسیرم، چرا نمی آیی؟
.................................
اگر چه نیست مرا قوتی چنان گردو
به صرف نان و پنیرم چرا نمی آیی؟
.................................
نوشته شده توسط سید ایلیا در جمعه دوازدهم تیر 1388 ساعت 12:29 موضوع اشعار در فراق گل نرگس | لینک ثابت
آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
آقا بیا تا با ظهور چشمهایت
این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد
آقا بیا تا این شکسته کشتی ما
آرام راه ساحل دریا بگیرد
آقا بیا تا کی دو چشم انتظارم
شبهای جمعه تا سحر احیا بگیرد
پایین بیا، خورشید پشت ابر غیبت
تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد
آقا خلاصه یک نفر باید بیاید
تا انتقام سیلی زهرا بگیرد
نوشته شده توسط سید ایلیا در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 ساعت 6:21 موضوع اشعار در فراق گل نرگس | لینک ثابت

يك شب بيا ستاره بريزم به پای تو
ای آفتاب من همه چيزم فدای تو
يك شب بيا به ما برسد ای اذان صبح
از پشت بام مسجد كوفه صدای تو
ما مدتیست خانه تكانی نكرده ايم
شرمنده ايم در دل ما نيست جای تو
غير از همين دو قطره اشكی كه مانده بود
چيزی نداشتم كه بيارم برای تو
از روزهای هفته سه شنبه برای من
شبهای پنجشنبه و جمعه برای تو
روزی به خاطر سفر جمكران من
روزی به خاطر سفر كربلای تو
(علی اکبر لطیفیان)
نوشته شده توسط سید ایلیا در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 ساعت 14:38 موضوع اشعار در فراق گل نرگس | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
اشعار حاج محمد رضا آقاسی
عکس های مذ هبی
احادیث
اشعاردر مدح اهلبیت
دلنوشته ها
امیر اامومنین از نگاه اندیشمندان
ماه رمضان
مسائل روز
امام حسین (ع)
احادیث در فضائل امیر المومنین
خطبه غدیر پیامبر(ص)
حضرت علی اکبر(ع)
مناسبت ها
دانلود اشعار حاج محمد رضا آقاسی
اشعار در فراق گل نرگس
حضرت فاطمه زهرا(س)
دوستان
وبلاگ های مهدوی
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY