خورشید عشق بررخ مهتاب خنده زد 

امشب رقیه آمده ارباب خنده زد  

امشب حسین مادر خود را دوباره دید 

به به  به او چه گنج عظیمی عطا شده 

عباس داشت آرزوی روی فاطمه 

صد شکر ازاین که حاجت او هم روا شده

این دختر است یا که بود حوری بهشت 

حوریه هم به حسن رخش مبتلا شده

آیا به راستی بود نور فاطمه

یا روح او به جسم دگر جا به جا شده 

این گل بود زباغ گلستان عاطفه 

تنها برای دامن زینب سوا شده

 


 

نوشته شده توسط سید ایلیا در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 ساعت 18:0 موضوع | لینک ثابت